این روز ها خیالم تو را در آغوش می کشد و چه آرامشی دارد این سکوت وقتی که نگاهم پای رفتنت مانده است . . . (( آدمک آبی ))
برچسب:
نویسنده: نگار سامانی
رفاقت یعنی با اینکه میدونی مال تو نیستمیدونی وقت نمی کنه بهت سر بزنهمیدونی شاید حتی بهت فکر هم نکنهاما خوشحالی که خوشحالهبراش آرزوی سلامتی می کنی واز این که کنار خانوادش جاش امنهحس خوبی بهت دست میدهرفاقت و دوست داشتن همیشه کنار هم بودن نیستدوست داشتن یعنی اینکهبراش آرزوی بهترین ها رو داشته باشیحتی اگه اون بهترین هاکنار تو میسر نشه . . . (( آدمک آبی ))
برچسب:
نویسنده: نگار سامانی
تو را به خاطر دارم در لا به لای خاطراتی که دیگردارد آرام آرام مثل خودم پیر می شود برای دل من که سرشار از توستهمین خاطرات هم کافی است تو را به یاد می آورمساده و زیبا مثل همان دخترکی که گل های کوچک باغچه را می چیدتو را به یاد می آورم و این تنها لبخندی است که این روز ها بر لبانم نشسته است (( آدمک آبی ))
برچسب:
نویسنده: نگار سامانی